عصرایران؛ جعفر محمدی*- محمد مایلی کهن هم عطای تیم ملی را به لقایش بخشید و با 2 بیانیه جنجالی دومین تجربه حضورش در قامت سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را به تلخی به پایان رساند و البته عجب دولت مستعجلی بود این سرمربیگری!
مایلی کهن رفت تا تیم ملی در بحرانی ترین شرایط خود، همچنان بلاتکلیف باقی بماند، تا میلیون ها ایرانی خسته از جنجال های فوتبال نهیب بزنند: "تعطیل کنید بساط این فوتبال بی خاصیت وطنی را که چیزی جز اعصاب خردی برایمان ندارد"، تا میلیون ها ایرانی دیگر نیز که همچنان فوتبال را ستایش می کنند ته دلشان خالی شود که حالا تکلیف تیم ملی که کارش به حرکت بر لبه تیغ کشیده، چه می شود؟!
اما موضوع این نوشتار، پرداختن به داستان پر سروصدای "محمد مایلی کهن و تیم ملی" نیست. ماجرای "مایلی و ملی"، تنها بهانه ای است برای پرداختن به مصیبتی که در ساحت فوتبال، نه فقط بر فوتبال که بر یک ملت وارد می شود!
بیایید تعارفات را کنار بگذاریم، با خودمان روراست باشیم و به قول آذری ها "کج بنشینیم و راست حرف بزنیم".
واقعیت این است که آنچه در عرصه فوتبال امروز ایران می گذرد یک تراژدی بزرگ است. مافیای فوتبال ایران، به عنوان یک کارتل بزرگ اقتصادی - شما بخوانید دلالی و کار چاق کنی- سالهاست که همانند زالو به جان بودجه ورزش کشور افتاده و عجب روزگار سرمستانه ای را سپری می کند!
آنها، حتی با برخی رسانه ها نیز ساخت و پاخت می کنند تا فلان بازیکن را مشهور کنند و قیمت اش را بالا ببرند و پورسانت بیشتری بگیرند و هر آنکه در برابرشان می ایستد و باج نمی دهد را به لطایف الحیلی به خاک سیاه می نشانند و بدنامش می کنند و چه تیترهایی که علیه اش بر صفحات نخست رسانه هایشان نمی زنند!
در فوتبال امروز ایران پول های بی زبان مردم- که بسیاری شان به نان شب نیز محتاجند- در قالب قراردادهای میلیاردی به خورد این تیم و آن مربی و آن یکی بازیکن داده می شود تا قشری تازه به دوران رسیده شکل بگیرد ؛ افرادی که چون ظرفیت این همه شهرت و ثروت را ندارند، باد غرور و گستاخی سراسر وجودشان را آکنده می کند و خود می بینید رفتارهایی که از آنان سر می زند و ادبیات شان را که فقط مانده است ادعای خدایی کنند!!
و جالب است اینان که در کوتاه مدتی با پول همین مردم میلیاردر شده اند الگوی جوانانی می شوند که برای اجاره یک خانه 50 متری و خرج ازدواج و شهریه دانشگاه شان درمانده اند.
به راستی کدام قاعده و قانون به مدیران ورزشی کشور اجازه می دهد برای یک فصل بازی، با فلان بازیکن قراردادهای میلیاردی منعقد کنند؟ مگر در این مملکت استاد دانشگاه و دکتر و قاضی و مهندس اش اینقدر پول می گیرند که فلان فوتبالیست به کمتر از رقم های میلیاردی قانع نباشد و به انحای مختلف هم ، به او جایزه نقدی و خودرو و ... بدهند که آفرین خوب گل زدی یا تیم تان جام را برد؟!
شاید بعضی ها بگویند در همه دنیا فوتبالیست ها این قدر پول می گیرند و حتی زیادتر.
درست است. اما باشگاه ها در دنیای امروز، از بودجه عمومی و به قول ما، از بیت المال پول نمی گیرند بلکه خود درآمد دارند و حتی مالیات نیز می پردازند. در واقع در آنجا، باشگاه ها، به عنوان بنگاه های اقتصادی عمل می کنند و از جیب خودشان قرارداد می بندند و خرج می کنند ولی در اینجا چه؟
مگر نه این است که همه باشگاه های مطرح ما، متعلق به دولت یا بخش عمومی اند و در واقع از جیب "من و شما" می گیرند؟
حال چگونه است که همین بیت المال، برای یک رییس جمهور، وزیر، استاد دانشگاه، معلم، پزشک یا قاضی و کارمندش ماهانه از 500 هزار تا حداکثر یکی دو میلیون تومان در نظر می گیرد ولی برای جوانی که قرار است در فلان تیم بازی کند ماهانه مثلا 50 میلیون تومان اختصاص دهد؟ آیا این معقول است؟
تکرار می کنم که اگر باشگاه خود درآمد داشت، این حق را داشت که حتی بیشتر هم خرج کند تا با جذب بازیکنان بهتر، درآمدهای بالاتری هم داشته باشد ولی وقتی از بودجه عمومی چنین هزینه هایی پرداخت می شود نمی توان یک بام و دو هوا را پذیرفت.
چگونه است که متولیان بیت المال، برای دادن یک وام ناچیز ازدواج، شرط و شروط می گذارند یا برای افزودن 20 هزار تومان بر حقوق کارمندان، هزار بار مساله را بالا و پایین می کنند و به شورا می گذارند و بحث و جدل می کنند ولی صدها میلیون تومان از همین بیت المال را بی چون و چرا با یک بازیکن قرارداد می بندند و در طول سال هم که الی ماشاءالله هدایای دیگر که کمترین شان رقم های بالای میلیون و سکه و خودرو است به هزینه بیت المال اعطا می کنند؟!
جالب اینجاست که این حاتم بخشی ها نیز جواب عکس می دهد و بازیکنی که تا دیروز یک میلیون تومان پول یک جا ندیده بود، حالا ناز می کند و سر تمرین حاضر نمی شود چرا که از چند صد میلیون تومان قراردادش 20-10 میلیون اش هنوز پرداخت نشده است!!
نتیجه این حاتم بخشی ها و ریخت و پاش این می شود که بازیکن به جای آنکه با دریافت این پول ها، خیالش از تامین معیشت راحت شود و شش دانگ حواسش را جمع فوتبال کند، تبدیل به تاجر می شود، دلالی می کند، واردات خودرو می کند، بساز و بفروش می شود، بورس بازی می کند و ... و در این میان آنچه به کنج می رود همان فوتبالی است که میلیون ها نفر بدان دل بسته اند و با هر شکست تیم محبوب شان دلشان می شکند و اشک شان درمی آید!
نتیجه این حاتم بخشی ها، شکل گیری یک سری آدم های بی مسوولیتی است که شب قبل از مسابقه در فلان کشور خارجی به جای استراحت و تمرکز، به شبگردی و خوش بودن می گذرانند و عین خیالشان نیست که فردا در پای تلویزیون های کشورشان، میلیون ها نفر غصه دار خواهند شد از شکست حاصل از خستگی های شبانه آقایان!
ادبیات اینان را نیز که همه می بینیم و می شنویم؛ نه حرمتی، نه ادبی و نه احترامی.
هر کدامشان از موضع - نعوذ بالله- خدایی با دیگری سخن می گویند، تهمت می زنند، اهانت می کنند، فحش می دهند، کتک کاری می کنند و هزار ناشایست دیگر را مرتکب می شوند و آخر سر هم دو قورت و نیم شان باقی است!
راستی زمانی که فردی مثل مرحوم دهداری بالای سر تیم ملی بود و بازیکنان با موتورسیکلت سر تمرین ها می آمدند، تیم ملی بهتر نتیجه می گرفت، اخلاقیات بهتر رعایت می شد و منش ورزشکاری نمود بیشتری داشت یا اکنون که خیلی از فوتبالیست ها، عارشان می شود با بی.ام.و مدل سال گذشته شان به باشگاه بروند؟
اما حال و روز تماشاگران فوتبال نیز حکایت اسفناکی است.
ما عادت کرده ایم حرکات ناشایستی که از سوی تماشاگران صورت می گیرد را با اصطلاح خودساخته ای به نام "تماشاگرنما" ماستمالی کنیم.
به راستی این کلمه یعنی چه؟ یعنی کسانی که استادیوم ها را به محلی برای فحاشی های رکیک و غیراخلاقی و ناسزاهای ناموسی تبدیل می کنند، تماشاگر نیستند؟! آیا نفوذی(!) هایی هستند که می خواهند در یک توطئه حساب شده، تماشاگران را بدنام کنند؟!
خودمان را فریب ندهیم، همه آنها، تماشاگرند و هیچ کدام شان از کره مریخ به استادیوم های ما نمی آیند. آنها، جوانان همین مملکت اند و کارهایی که می کنند و ناسزاهایی که دهانشان در جمع یکصد هزار نفری بدان باز می شود، همه و همه بی هیچ تعارفی، آینه ای از فرهنگ و مدنیت جوانان ایران و یا لااقل بخش مهمی از آنهاست و نشان می دهد بعد از این همه ادعاهای پر طمطراق، چه نسلی در این کشور تربیت شده است و البته، نشان از بسیاری از مسایل دیگر دارد که از جمله می توان به فقدان سازوکارهایی برای تخلیه روحی و جسمی جوانان اشاره کرد که بناگاه در استادیوم ها و البته فقط برای ساعاتی، منفجر می شود ولو اینکه باعث شود جو استادیوم ها به گونه ای باشد که بسیاری از پدران نتوانند کودکان و نوجوانان شان را با خود به استادیوم ببرند و بماند حضور بانوان در این فضاها!
مخلص کلام آنکه تا اوضاع بدین منوال است، ساختار فوتبال ایران، تنها کارخانه ای برای تولید بی مسوولیتی، گستاخی و غرور، حرمت شکنی و فحاشی و البته موسسه ای برای حیف و میل پول های مردم ایران است و در چنین فضایی، روز به روز فوتبال مان نیز تضعیف می شود تا روزی که فرا برسد که اگر تیم مالدیو را هم بردیم، کلی سرحال بیاییم.
فوتبال ایران، یک تحول بزرگ و ساختاری می خواهد البته اگر دلالان و کارچاق کن هایی که به دنبال بوی پول به مستطیل سبز رسیده اند بگذارند!
*سردبیر عصرایران
دستتون درد نکنه حق مطلب همین است که گفتید! بزرگترین لطفی که کشور به افراد گمنام فوتبالیست میکند مطرح و معروف کردن انان است که با استفاده از رسانه ملی و .... انجام میگیرد ! دیگر نیازی به پرداخت پول نیست اگر عرضه دارند بروند تیم های خارجی پول در بیاورند.
من به اين نويسنده آفرين مي گويم
به نظر حقیر که سالهای سال در تیم های مختلف داخل سالنی بازی کردم بهتر است که فوتبال ایران را چند سالی منحل نمایند و بودجه آن را به ورزشهایی مثل کشتی، کاراته، والیبال، وزنه برداری و ... بدهند تا مردم فلک زده ایران اینقدر ذلیل نشوند.
نقد صریح و دلسوزانه ای بود. اصلاح ساختارهای غلط و سرطانی باید از همچنین نقدهای شجاعانه شروع شود. به اصطلاح ما آذری ها، بعضی ها که "اسمشان به گوششان رسیده است" و یکشبه مانند بوته کدوتنبل سر به اوج کشیده اند، باید بفهمند که اگر اسیر حواشی شوند، شاید مشهور باشند ولی محترم نیستند. و ارزشی برای فرهیختگان ندارند. این نقطه شروع اصلاح است.
باسلام اينها همه برايند حرفهاي مايلي كهن است بنظر من بايد مهران مديري ريس فدراسيون فوتبال بشود
Dast marizad.
تا وقتي كه مسئولان تيمها بدون توجه به هر نتيجهاي قادر باشند هر چقدر دلشان خواست از كيسه بيتالمال بگيرند و حيف و ميل كنند وضعيت فوتبال ما همين است.
این همه ولخرجی و حیف و میل کردن پول برای اینه که بریم تو یه کشور دیگه با یه تیمه ضعیف اینجوری بازی کنیم 5 تا گل بخوریم واقعآ متاسفم حالا اگه بخوایم 20% حقوقه کارمندایی مثل ما رو زیاد کنن 50 بار میگن تا آخرش میشه 15% واقعآ ما پیشرفت میکنیم...
عجب نوشتی...خیلی وقت ها دلم می خواد تو عصرایران کار کنم...! باید به این دید دلسوزانه آفرین گفت...
جانا سخن از زبان ما میگویی.همین.
جانا سخن از زبان ما مي گويي
وقتی سیاسی بازی در کلیه ارکان زندگی ما رخنه کرده ، نتیجه ای بهتر از این رو نه تنها در ورزش بلکه در بسیاری از امور دیگر نمی توان انتظار داشت. واقتی دانشگاههای ما در پرداخت مطالبت اساتید و کارنانش مانده و از طرف دیگر ملیارها اعتبار (با نیات سیاسی) فرضا در اختیار دو تیم فلان و فلان قرار داده می شود، نتیجه اش این می شه هیچ کدام از دانشگاههای این کشور در زمره 2000 دانشگاه برتر علمی دنیا قرار نگیره. استاد کارمند رئیس دانشگاه و ... همگی به روزمرگی می افتند و صرفا کارهای دبیرخانه ای روتین و بدون برنامه انجام می دهند. و در نهایت کسی که ضرر می کنه این ملت بیچاره هست.
آفرین بر شما ! واقعا حرف دل ما را زدید . باید در فوتبال اصلاحات اساسی و تغییرات ریشه ای صورت بگیرد . باشگاهها باید خصوصی شوند تا مدیران عامل شان بابت هر یک ریالی که می خواهند هزینه کنند تن شان بلرزد و قبل از هزینه کردن به این فکر کنند که آن را از کجا می توانند جبران کنند . یعنی اول به درآمدزایی باید بیندیشند و بعد به هزینه و خرج کردن . شما را به خدا ببینید الان دو تیم مس و سپاهان برای سوم شدن در لیگ !!! به بازیکنانشان آپارتمان و اتومبیل پاداش وعده می دهند و اینها همانطور که نویسنده محترم هم اشاره کرده به غیر از مبالغ هنگفت قراردادهای بازیکنان است و آن وقت استادان دانشگاه و هنرمندان و اهالی کتاب و قلم و ... باید با اوضاع اسفبار مالی روزگار سر کنند و کسانی پادشاهی کنند که شاید حتی اسم خودشان را هم بلد نباشند بنویسند . روزگاری بچه های این مملکت ارزو داشتند وقتی بزرگ شدند بشوند دکتر هندی ! حالا بچه هایمان ارزومندند در بزرگسالی فوتبالیست بشوند یا بقال سر کوچه ... و این یعنی فاجعه . خدا اخر و عاقبت مان را ختم به خیر کند.
متاسفانه با انتخاب مایلی کهن عده ای از روی بخل و حسد هجمه شدیدی را علیه این مربی ارزشمدار آغاز کردند که عمده این تخریبها در برخی روزنامه های ورزشی و برنامه های ورزش از نگاه دو و برنامه 90 که در برنامه اولی توسط برخی از میهمانان و در دومی توسط مجری برنامه صورت گرفت و در واقع این هجمه و تمسخر منتج به قضیه تماشاگران استقلال شد.تماشاگرانی که انتخاب مایلی کهن را بر نتابیده و دوست داشتند امیر قلعه نوعی را در قامت سرمربیگری تیم ملی ببینند.لذا با تمام وجود و در ظاهر با هدایت لیدرهای خود اقدام به فحاشی علیه مایلی کهن نمودند.نباید فراموش کرد این مربی سرشار از غیرت است و غیرت ایرانی زبانزد خاص و عام.
احسنت. مقاله بسيار كوبنده و زيبايي بود.
این قضیه سالهاست درد دل من و امثال من است طور خدا پیگیر آن از رییس جمهور یا هر کسی که مسوول است باشید. من به شخصه پولی راکه از جیب من و زن و بچه ام خرج اینها می شود حرام می دانم. با تشکر
جانا سخت از زبان ما می گویی. یک دانشجوی دکترای دربدر و بیکار و بی پول
واقعا جوونهامون باید تا کی به وسیله فوتبال تو عرصه های بین المللی خرد بشن؟ به قول عصرایران تعطیل کنید بساط این فوتبال بی خاصیت وطنی را که چیزی جز اعصاب خردی برایمان ندارد.
آفرین بر این تحلیل منصفانه، زیبا و گویا و کوبنده...
خيلي خيلي خوب بود وكو آن بستر هاي محكم و استوار اجتماعي و فرهنگي كه ذره اي چنين واقعيياتي بر آنشان دارد تا تحركي واقعي در جهت اصلاح اين شرايط بردارد.
دمت گرم گل گفتي حرف دل همه ما بود
bravo!
این فوتبال را باید تعطیل کرد ، با حیثیت و اعصاب ایران و مردمانش بازی نکنید .
شما می گویید بیت المال مگر همین دولت خودش نمی خواهد این تیم ها دولتی باشد پس اگر قرار دولتی باشد باید هم از بیت المال پول بدهد و فلان بازیکن چند صد میلیون پول بگیرد پس اشکال از فوتبال نیست بلکه از دولت است که می خواهد از فوتبال به عنوان یک ابزار سیاسی کمک بگیرد
خیلی از فوتبالیستای جون بی نام هستند که حاضر ند برای نون جون هم بدهند .نه گوش شنوایی ونه چشم بینایی هست
آفريييييييييييييييين
آفرین
درود بر شما بنظر بنده اگر مملکت دمکراتیک بود براحتی میتوانستیم از سازمان تربیت بدنی و ارگانهای دولتی کی منابع مالی باشگاههها از جیب ملت هستند شکایت کنیم ولی به کی و از کی به کجا شکایت کنیم!!!
خیلی وقت بود این حرف ها در گلوی ما گیر کرده بود. واقعا ممنون.
كو گوش شنوا
بازی ضعیف دیروز سپاهان و نتیجه تحقیرآمیز پرسپولیس، نتیجه همین ضعف بازیکنانی است که فوتبال ما را به شدت تزلزل داده اند. (وگرنه چرا باید بهترین های فوتبال ما با بهترین امکانات ملی، اینقدر باعث تحقیر ایرانیان شوند؟)
واقعا ممنون از متن عالی شما بسیار سپاسگزارم از بیان حقایقی که سالیان سال دارد بر بدنه نظام و ملت ضربه می زند.
با سلام و تشکر از نوشتار شما که بخشی از مرداب بازی فوتبال را به تصویر کشیدید و بی شک صحنه های زشت تری از آن نیز همچنان پنهان مانده است. واقعیت آن است که امروزه در تمام دنیا هر کجا سیاست عاری از تعهد (که فقط برای چپاول ثروت و یا کسب قدرت هدف گذاری نموده است) وارد هر ساختاری (چه ورزش، چه فرهنگ، چه اقتصاد و ...) میشود، فساد و تباهی و پوچی را به ارمغان می آورد و متاسفانه ارزشهای بنیادینی که هزاران سال توانست انسانیت را از مرز حیوانیت بدور نگاه دارد در چند صباحی منسوخ مینماید.
حرف شمادرست ودرحقیقت نظرقاطبه مردم هست .ولی به نظر شما وقتی کشورهای اروپایی ویا عربی که درامدهای کلانی دارند باقراردادهای میلیاردی بازیکنان خوب مارا بکار میگیرند برای جلوگیری ازتمایل آنها وعدم پیوستنشان به تیمهای پولدار بایدچکارکرد.بگذریم که کارشناسان فوتبال این اقدام راموجب پیشرفت فوتبال ایران هم می دانند بنابراین بایدهمراه انتقاد پیشنهاد هم بدهید.
خواهشا اين حرفها را به گوش مسوؤلين برسانيد. آنها كه دم از عدالت و بهينه مصرف نمودن مي زنند. ملت كه همه اينها را مي داند.
قبلاً حقوق ملت ايران را استعمارگران خارجي بالا مي كشيدند. و در حال حاظر باشگاههاي فوتبال ،مربيان، و بازيكنانش
سال ها است كه اين درد ها بيان مي شود اما دريغ از يك نسخه شفا بخش ،افسوس از يك تجويز رها بخش،اسفا از يك همت بلند و قاطع براي علاج و درمان اين غده.بيان درد خيلي خوب است اما بدون ترديد كافي نبوده و بايد راه كاري اساسي و تيغي برنده اين غده سرطاني را براي هميشه از جا كنده و به زباله داني تاريخ افكند،آيا آن روز را خواهيم ديد؟؟؟؟
خدا را شكر كه بالاخره كسي پيدا شد حرف اسپانیایی ها و فرانسوی ها در تلاشند تا انزو زیدان، پسر زین الدین زیدان، را به عضویت تیم خود درآورند.
به گزارش مهر به نقل از ترایبل فوتبال، انزو زیدان در حال حاضر در مرکز توجهات مقامات فوتبال اسپانیا و فرانسه واقع شده است.

پسر اسطوره فوتبال فرانسه یکی از نامزدهای حضور در تیم زیر 15 سال اسپانیا است. این در حالی است که فرانسوی ها تلاش می کنند تا او با پیراهن آبی این کشور به میدان برود.
انزو هم همانند پدرش به عنوان یک هافبک هجومی انجام وظیفه می کند و توانایی بالایی در کار با توپ دارد. انزو در حال حاضر در عضویت تیم جوانان رئال مادرید است.
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=68234

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از فدراسيون بين المللي آمار و تاريخ فوتبال جهان، روجريو سني در طول دوراني كه به فوتبال پرداخته است، توانسته ضمن پرداختن به وظيفه اصلي خود كه محافظت از دروازه تيم خودي است، تعداد زيادي گل به ثمر رساند تا عنوان بهترين دروازه گلزن جهان شناخته شود.
بر اين اساس سني تا به حال 83 گل به ثمر رسانده كه از اين تعداد، 36 ضربه پنالتي را به گل مبدل كرد و 47 مرتبه نيز در حين بازي فوتبال، قادر به فروريختن سنگر تيم رقيب شد.
در اين رده بندي لوئيس چيلاورت،دروازه بان اسبق پاراگوئه و تيم پنارول مونته ويدو نيز با زدن 62 گل در رتبه دوم جاي دارد. چيلاوت موفق شد 45 گل از روي نقطه پنالتي به ثمر رساند و 17 گل نيز در جريان بازي وارد دروازه حريف كند.
رنه هگويئتا، عضو پيشين تيم هاي ملي كلمبيا و پرييرا، با 41 گل زده در مكان سوم قرار دارد. وي 9 گل از روي نقطه پنالتي و 31 گل نيز در جريان بازي به ثمر رساند.
جدول دروازه بانان گلزن برتر جهان به اين شرح است:
1-روجريو سني- سائوپائولو،برزيل، 83 گل زده(36 پنالتي، 47 گل در هنگام بازي)
2-لوئيس چيلاورت، پنارول مونته ويدو، پاراگوئه ،62 گل زده، 45 پنالتي، 17 گل در هنگام بازي
3-رنه هگوييتا، پرييرا، كلمبيا، 41 گل زده،37 پنالتي ، 4 گل در حين بازي
5-جاني مارتين وگاس، هوراس،پرو، 36 گل زده، 28 پنالتي،8 گل هنگام بازي
6-ديميتار ايوانكف، بورسااسپور، بلغارستان، 33 گل زده، 33 پنالتي، بدون گل در هنگام بازي
7-آلوارو ميشل آلوفارو،بالبوا، السالوادور، 31 گل زده ، 20 گل پنالتي،11 گل در هنگام بازي
8-هانس يورگ بوت، بايرن مونيخ، آلمان، 28 گل زده، 28 پنالتي،بدون گل زده هنگام بازي
9- ماركو آنتونيو كورنس، اينگه،شيلي ، 24 گل زده،24 پنالتي، بدون گل زده هنگام بازي
10-دراگان پانتليچ، رادنيكي، يوگسلاوي، 22 گل زده،21 گل پنالتي، يك گل هنگام بازي
11-زاركو لوچيچ، پودگوريوا، سرنا گورا، 21گل زده،21 پنالتي،بدون گل زده
12-نيازامي ساديگو،توران تووس، آذربايجان، 21 گل زده، 12 پنالتي،9 گل زده هنگام بازي
http://baztabonline.com/fa/pages/?cid=25489
|
آناتولي كارپف و احسان قائم مقامي در جريان رويارويي با هم، در سه بخش كلاسيك، نيمه سريع و برق آسا رقابت كردند.
مسابقات كلاسيك و نيمه سربع با نتايج مساوي به پايان رسيد؛ اما در مسابقه برق آسيا قائم مقامي شش و نيم بر چهار و نيم از سد كارپف گذشت. دارنده 16 قهرماني جهان گفت: در برخي مراحل برتري محسوسي داشتم؛ اما چون ميخواستم ببرم، شكست خوردم. آناتولي كارپف در پايان ديدار با استاد بزرگ شطرنج ايران، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، اظهار داشت: با حريفم 33 سال اختلاف سني دارم. احسان بسيار عالي بازي كرد. تداركات خانگي او عالي بود؛ ولي به غير از اختلاف سني، مشكل من در بازي با مهره سفيد بود. نتوانستم آنطور كه بايد با اين مهره بازي كنم و امتياز مورد نياز را به دست آورم. وي افزود: در برخي مراحل برتري محسوسي نسبت به احسان داشتم. ميخواستم براي برد بازي كنم و همين باعث شكستم شد؛ اما قائم مقامي از فرصت ها بسيار خوب استفاده كرد. او مسيرهايي كه بايد ادامه ميداد، ادامه داد. كارپف درباره استقبال تماشاگران گفت: برايم بسيار جالب بود كه مردم ايران اين قدر علاقمند به شطرنج هستند. كاملا متوجه شدم تماشاگراني كه در سالن حضور داشتند، اين ورزش را ميفهميدند و صرفا براي تماشا يا تفريح نيامده بودند. آنها كساني بودند كه به شكل حرفه اي به شطرنج نگاه ميكردند. وي افزود: احسان بسيار جوان است و جاي پيشرفت دارد. او در بليتس (برق آسا) خوب بازي ميكند و معلوم بود كه خيلي بازي كرده و تمرين داشته است. بليتس نياز به تكنيك و تمرين زيادي دارد. قهرمان سابق جهان عنوان كرد: قائم مقامي در بخش كلاسيك نياز به تحليل دارد. مشخص است هنوز مسلط نيست و امكان دارد مسير صحيح را پيدا نكند. ضعف قهرمان جوان شما در برخي مانورهايي است كه بايد روي آن كار كند. وي در خصوص امكان قبول مربيگري تيم ملي ايران، گفت: نمي توانم در ايران بمانم. البته در مورد آماده سازي تيم ملي پيش از اعزام به مسابقات، ميشود مذاكره كرد. با وجود بازنشستگي، هنوز از شطرنج لذت ميبرم. براي همين، همچنان به آن ادامه خواهم داد. آناتولي كارپف و احسان قائم مقامي در جريان رويارويي با هم، در سه بخش كلاسيك، نيمه سريع و برق آسا رقابت كردند. مسابقات كلاسيك و نيمه سربع با نتايج مساوي به پايان رسيد؛ اما در مسابقه برق آسيا قائم مقامي شش و نيم بر چهار و نيم از سد كارپف گذشت. http://alef.ir/content/view/40319/ |
جام جم آنلاين: سايت "فيفا" در گزارشي که بررسي بلندقامت ترين فوتباليست هاي جهان پرداخته، فوتبال را ورزشي دموکراتيک توصيف مي کند که در آن هر بازيکني با هر جثه اي مي تواند موفق باشد و از "علي دايي"، سرمربي کنوني تيم ملي فوتبال ايران، به عنوان يکي از اين غول ها نام برده است.
به نوشته اين سايت، علي دايي، مهاجم اسطوره اي که با 192 سانتي متر قامت، 109 گل در طول 13 سال عضويت در تيم ملي فوتبال ايران به ثمررسانده، بخش اعظم گلهايش را مديون قامت بلند و مهارت سرزني اش است.
يکي از موفق ترين بازيکنان بلندقامت تاريخ فوتبال "خوزه تورس" ( 93/1 متري) است که به عنوان زوج "اوزه بيو" در خط حمله نسل طلايي بازيکنان تيم پرتغال، در جام جهاني 1966 درخشيد.
وي 14 گل در 34 بازي ملي از سال 1963 تا 1973 براي پرتغال و 226 گل در 259 بازي براي باشگاه بنفيکا به ثمررساند.
در جام جهاني 1974 در آلمان، تورس هدايت تيم ملي پرتغال را برعهده داشت اما در همين تورنمنت، سوئد يکي از بلندترين بازيکنان را به نام "رالف ادستورم" با 192 سانتي متر ثابت در اختيار داشت.
ادستورم گل زيباي سوئد به اوروگوئه را به ثمررساند و تيم آماتور سوئد با کمک او به مرحله يک چهارم نهايي راه يافت.
در فوتبال مدرن سالهاي اخير نيز شمار برج هاي بلندقامت رو به افزايش است. "يان کولر" بازيکن 202 سانتي متري جمهوري چک در جام جهاني 2006 حضور يافت و در باشگاههاي صاحب نامي چون اسپارتاپراگ، بوروسيا دورتموند و موناکو بازي کرده است.
"نيکولا زيجيچ" مهاجم 203 سانتي متري صربستان است که زحمت زيادي براي راه يافتن به ترکيب اصلي باشگاه والنسيا متحمل شد اما به صورت قرضي در سانتاندر بازي مي کند و تهديد بزرگي در جلوي دروازه حريفان است.
شايد مشهورترين و قابل توجه ترين برج فوتبال در اين روزها "پيتر کروچ" 202 سانتي متري است. بازيکن محبوب باشگاه پورتموث، 30 بازي براي تيم ملي انگليس از جمله در مقدماتي جام جهاني 2006 انجام داده است.
اما عنوان موثرترين و خطرناکترين مهاجم کنوني به "لوکا توني" از بايرن مونيخ تعلق دارد که 96/1 متر قامت او موجب شده در رختکن با "دانيل فان بويتن" مدافع بلژيکي هم قد خود شريک باشد.
توني در فصل گذشته 33 گل براي بايرن به ثمررساند و در جام جهاني 2006 با ايتاليا قهرمان شد.
برق شیراز
مقاوت سپاسی
پيرواني: با دايي تلفني صحبت كردم
جدول رده بندی لیگ برتر در پایان هفته21
جدول رده بندی مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاههای کشور
|
تیم |
بازی |
برد |
تساوی |
باخت |
گل زده |
گل خورده |
تفاضل |
امتیاز |
|
1- استقلال |
21 |
12 |
4 |
5 |
46 |
23 |
23+ |
40 |
|
2- ذوب آهن |
20 |
11 |
7 |
2 |
38 |
27 |
11+ |
40 |
|
3- صبای قم |
21 |
8 |
10 |
3 |
29 |
22 |
7+ |
34 |
|
4- پرسپولیس |
21 |
9 |
6 |
6 |
36 |
30 |
6+ |
33 |
|
5- پیکان |
21 |
9 |
6 |
6 |
34 |
28 |
6+ |
33 |
|
6- سپاهان |
21 |
8 |
9 |
4 |
30 |
24 |
6+ |
33 |
|
7- مس کرمان |
21 |
8 |
6 |
7 |
31 |
26 |
5+ |
30 |
|
8- فولاد |
21 |
7 |
7 |
7 |
29 |
28 |
1+ |
28 |
|
9- مقاومت |
21 |
7 |
7 |
7 |
22 |
25 |
3- |
28 |
|
10- ملوان |
21 |
6 |
9 |
6 |
23 |
25 |
2- |
27 |
|
11- سایپا |
21 |
6 |
8 |
7 |
27 |
32 |
5- |
26 |
|
12- راه آهن |
21 |
6 |
6 |
9 |
23 |
25 |
2- |
24 |
|
13- اس اهواز |
21 |
6 |
6 |
9 |
25 |
35 |
10- |
24 |
|
14- پاس |
21 |
6 |
6 |
9 |
21 |
32 |
11- |
24 |
|
15- برق |
20 |
5 |
7 |
8 |
25 |
24 |
1+ |
22 |
|
16- ابومسلم |
21 |
6 |
4 |
11 |
25 |
32 |
7- |
22 |
|
17- پیام |
20 |
4 |
6 |
10 |
21 |
35 |
14- |
18 |
|
18- داماش |
20 |
2 |
8 |
10 |
23 |
35 |
12- |
14 |
جدول رده بندی لیگ برتر
|
تیم |
بازی |
برد |
تساوی |
باخت |
گلزده |
گلخورده |
تفاضل |
امتیاز |
|
1- استقلال |
19 |
11 |
4 |
4 |
43 |
20 |
23+ |
37 |
|
2- ذوب آهن |
19 |
10 |
7 |
2 |
35 |
26 |
9+ |
37 |
|
3- پرسپولیس |
19 |
9 |
6 |
4 |
35 |
25 |
10+ |
33 |
|
4- پیکان |
19 |
8 |
6 |
5 |
32 |
25 |
7+ |
30 |
|
5- صبای قم |
19 |
7 |
9 |
3 |
26 |
20 |
6+ |
30 |
|
6- سپاهان |
19 |
7 |
8 |
4 |
27 |
22 |
5+ |
29 |
|
7- مقاومت |
19 |
7 |
7 |
5 |
21 |
21 |
- |
28 |
|
8- مس کرمان |
19 |
7 |
6 |
6 |
28 |
24 |
4+ |
27 |
|
9- فولاد |
19 |
6 |
7 |
6 |
26 |
25 |
1+ |
25 |
|
10- راه آهن |
19 |
6 |
5 |
8 |
21 |
22 |
1- |
23 |
|
11- استقلال ا |
19 |
6 |
5 |
8 |
22 |
30 |
8- |
23 |
|
12- برق |
18 |
5 |
7 |
6 |
24 |
21 |
3+ |
22 |
|
13- ملوان |
19 |
4 |
9 |
6 |
18 |
25 |
7- |
21 |
|
14- پاس |
19 |
5 |
6 |
8 |
19 |
30 |
11- |
21 |
|
15- سایپا |
19 |
4 |
8 |
7 |
24 |
32 |
8- |
20 |
|
16- ابومسلم |
19 |
4 |
4 |
11 |
20 |
30 |
10- |
16 |
|
17- پیام |
18 |
3 |
6 |
8 |
18 |
30 |
12- |
15 |
|
18- داماش |
19 |
2 |
8 |
9 |
21 |
32 |
11- |
14 |
در ردهبندی این ماه که از سوی uci (اتحادیهی بینالمللی دوچرخهسواری) اعلام شده است، پنج ملیپوش دوچرخهسواری ایران مکانهای اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.

به گزارش گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"،در ردهبندی انفرادی "حسین عسگری" کاپیتان تیم ملی دوچرخهسواری با سه پله صعود نسبت به ردهبندی ماه گذشته و کسب ٦٦/٢٤٠ امتیاز در صدر قرار گرفت.
قادر میزبانی که در ردهبندی ماه گذشته اول بود، با کسب ٦٦/٢٠٥ امتیاز در مکان دوم قرار گرفت.
مهدی سهرابی با ٩ پله صعود نسبت به ماه گذشته و کسب ١٩١ امتیاز مکان سوم را به خود اختصاص داد.
احد کاظمی با ٦٦/١٧٥ و حسین ناطقی با ١٦٨ امتیاز به ترتیب مکانهای چهارم و پنجم امتیازآورترین دوچرخهسواران حاضر در تورهای آسیایی را به خود اختصاص دادند.
در قسمت تیمهای ملی ایران با کسب ٩٨/١١٢٠ امتیاز همچنان در صدر است. ژاپن با ٢/٩٠٦ امتیاز دوم است و ازبکستان با ٤٨٩ امتیاز مکان سوم را به خود اختصاص داده است.
در ردهبندی تیمهای زیر ٢٣ سال نیز ملیپوشان ایران در صدر آسیا ایستادهاند. ایران با کسب ٣٥٠ امتیاز صدرنشین است، مالزی با ٢٢٤ و ازبکستان با ١٨٦ امتیاز مکانهای دوم و سوم را در اختیار دارند.
در ردهبندی امتیازآورترین تیمهای باشگاهی آسیا نیز تیم پتروشیمی تبریز برای چهارمین ماه پیاپی در صدر قراردارد. این تیم با کسب ٦٤/٨٧٣ امتیاز صدرنشین است. میتانهامپو ژاپن با ٤٨٠ امتیاز دوم است. شیمانوی هلند نیز با ٦/٣٣٨ امتیاز مکان سوم را در اختیار دارد.
ردهبندی امتیازآورترین دوچرخهسواران قارههای جهان به شرح زیر است:
1- آسیا، حسین عسگری از ایران
2- آفریقا، نیکولاس وایت از آفریقای جنوبی
3- آمریکا، ادواردو مدینا از ونزوئلا
4- اروپا، انریکو گاسپارتو از ایتالیا
5- اقیانوسیه، روستلان هایدن از نیوزیلند
گفت و گوي مشروح "دبي اسپورت" با "علي دايي"
دايي:درانتخابم به عنوان سرمربي هيچ مسوول بلندپايه اي نقش نداشت
ایرنا: "علي دايي" سرمربي تيم ملي فوتبال کشورمان در گفت وگويي مفصل با شبکه تلويزيوني "دبي اسپورت" به تشريح مسائل فني تيم ملي، ديدارهاي تدارکاتي، شرايط انتخاب وي به عنوان سرمربي و استفاده از بازيکنان جوان در ترکيب تيم ملي و بسياري موارد ديگر پرداخت.
متن کامل اين گفت وگو به شرح زير است:
س: آقاي دايي دستاوردهاي شما از زماني که مسووليت مسائل فني تيم ملي فوتبال ايران را بر عهده گرفته ايد، چه بوده و وضعيت چگونه است؟
ج: به نظر من تيم ملي تاکنون روند رو به جلويي را داشته است. در ابتدا روزهاي سختي داشتيم. تازه اعضاي هيات رييسه فدراسيون مشخص شده بود و من آماده مربيگري تيم ملي نبودم اما به تدريج کنترل را به دست گرفتيم و از خدا براي صعود تيم ملي به دور چهارم جام جهاني سپاسگزارم. در سه مسابقه اول نتايج خوبي نگرفتيم با وجود اين کسب سه پيروزي حساس نشان مي دهد که تيم ما به روزهاي خوب خود برگشته است.
س: علي دايي که تجربه کمي در مربيگري دارد وضعيت خود را در بين مربيان کنوني فوتبال ايران چگونه مي بيند؟
ج: من...
در آستانه برگزاری معتبرترین رویداد ورزشی دنیا که امسال با شعار «یک دنیا، یک آرزو» برگزار می شود خالی از لطف نیست نگاهی گذرا به ورزشگاه های محل برگزاری رقابت های المپیک داشته باشیم، برخی از این ورزشگاه ها همچون استادیوم ورزش های آبی دارای معماری شگفت انگیزی هستند:


متاسفانه مربيان تيم ملي يك سال است كه حقوق نگرفتهاند و با اين وضع ذهن آنها درگير مسايل مالي و رتق و فتق امور اوليه زندگيشان است. اميدوارم كه فدراسيون به اين مساله توجه كند و شرايطي را فراهم كند تا مربيان تمام فكر و ذكرشان را معطوف به تيم ملي كنند.
شمس در گفتگو با ايسنا ، درباره همگروهي ايران با تيمهاي اسپانيا، چك، ليبي و اروگوئه گفت: فكر ميكنم در سختترين گروه ممكن قرار گرفتيم. ليبي كه در ظاهر آسانترين حريف ماست در رقابتهاي آفريقا با شكست دادن مصر قهرمان شد و در آخرين بازي دوستانه از برزيل با نتيجه نزديك 3 بر 2 شكست خورد.
اروگوئه هم تيمي است كه هميشه در جامهاي جهاني حضور داشته و از جمله بهترين تيمهاي آمريكاي جنوبي است. وضعيت چك هم به عنوان يكي از تيمهاي درجه يك اروپا هم مشخص است و نيازي نيست كه بخواهد شرايط اسپانيا به عنوان قهرمان دو دوره اخير جام جهاني را هم تشريح كنم.
وي افزود: در اين شرايط ايران در سختترين گروه قرار گرفته است. با اين حال اگر ما بتوانيم در ديدار اول مقابل اسپانيا بازي خوبي انجام بدهيم، خيلي اميدوار خواهيم شد كه به عنوان تيم اول يا دوم به جمع هشت تيم برتر جهان صعود كنيم.
شمس افزود: اگر به جمع هشت تيم برتر راه يابيم، مطمئن هستم كه ميتوانيم مقابل آرژانتين يا اوكراين دو تيم برتر گروه سوم را هم شكست دهيم و به مرحله نيمه نهايي صعود كنيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه چه قدر چيدمان بازيها در صعود ايران به مرحله بعد نقش دارد، گفت: بازيهاي ما طوري آغاز ميشود كه ميتـوانيم با انجام يك بازي خوب اسپانيا را وحشت زده كنيم. پس از تساوي سه بر سه مقابل اسپانيا آنها ميدانند كه كار سختي مقابل ما خواهند داشت. تنها نگراني بزرگ من ناشناخته بودن ليبي است. من بازي از اين تيم نديدهام و تنها نتايج اين تيم را تعقيب كردهام و اگر بتوانيم در روز سيزدهم مهر كه تيم استراحت دارد، بازي ليبي را تماشا كنيم، ميتوانيم به صعود اميدوارتر شويم.
وي در پاسخ به اين سوال كه با توجه به همگروهي ايران با اسپانيا آيا دو بازي دوستانه اين تيم در تهران با تيم ملي برگزار خواهد شد يا خير؟ ، گفت: من به عنوان سرمربي تيم ملي ايران ميخواهم كه اين بازي برگزار شود اما، بعيد ميدانم كه طرف اسپانيايي با توجه به اينكه نخستين بازيمان در جام جهاني با اين تيم است، حاضر به سفر به تهران شود.
وي افزود: البته شب گذشته پس از قرعهكشي به ترابيان گفتم در صورت لغو اين دو بازي، ديدار دوستانهاي با كرواسي يا بوسني برگزار كند تا با شبيهسازي بازي تيم ملي چك شرايط بهتري براي بازي با اين تيم پيدا كنيم.
شمس به جواني تيم ملي اشاره كرد و گفت: اين بازيكنان جوان عصاي دست ما هستند. با اين حال در تيم ما بازيكنان با تجربهاي چون وحيد شمسايي، مصطفي نظري، اصغر قهرماني و محمد هاشمزاده حضور دارند كه ميتوانند تجربه خودشان را در اختيار بازيكنان جوان قرار دهند. حضور بازيكنان جوان باعث ميشود كه تيم نترسي داشته باشيم كه بيمهابا مقابل تيمهاي بزرگ جهان بازي كنند.
وي درباره برنامههاي آينده تيم ملي گفت: قبل از اينكه بازيهاي تمام تيمهاي ليگي را ببينم، بازيكنان را دعوت نخواهم كرد. اين كار تا دو هفته آينده انجام ميگيرد. ميخواهيم در دعوت بازيكنان حق كسي خورده نشود تا با تيمي اصلي وارد مسابقات جام جهاني شويم. پس از دعوت از بازيكنان پنجم يا ششم مرداد تمرينات به صورت سه روز در هفته برگزار خواهد شد و بازيكنان مليپوش پس از اين كه در سه روز اول هفته در تمرينات تيم ملي خواهند بود به تيمهاي باشگاهيشان بازخواهند گشت
حرف دل ما را زدید